گفت: مردم ايران در جريان پروژه كودتاي رنگي بدجوري سر آمريكا و اسرائيل و اتحاديه اروپا را به سنگ زدند.
گفتم: خودشان هم مي دانستند كه در ايران نمي توانند از اين غلط ها بكنند.
گفت: اصلي ترين ويژگي تمام كشورهايي كه آمريكايي ها در آن انقلاب رنگي راه انداخته اند، اين بود كه هيچكدام از آنها پايگاه مردمي نداشته ولي در اينجا 40 ميليون نفر به نظام رأي داده اند و 25 ميليون نفر دولت را انتخاب كرده اند.
گفتم: تمام آن كشورها از شوروي سابق جدا شده و پيام هاي سازمان «سيا» و «موساد» براي آنها فريبنده بود، اما ايران اسلامي خود مقتدرترين كشور منطقه است كه پيام و الگوي آن انقلاب آفرين بوده و هست.
گفت: «جين شارپ» طراح انقلاب هاي رنگي خودش اعتراف كرده كه مردم ايران مسلمانند و با حكومت خود ارتباط معنوي دارند بنابراين انقلاب رنگي در آنجا غير ممكن است.
گفتم: بنياد صهيونيستي سوروس هم كه يكي از طراحان انقلاب رنگي است در گزارشي اعلام كرده بود، به جاي انقلاب رنگي در ايران بايد مراقب صدور انقلاب اسلامي به ساير كشورها بود.
گفت: با اين حساب آمريكا و اسرائيل و اروپا يا خيلي احمق هستند و يا ...
گفتم: چه عرض كنم؟! به شخصي گفتند پدرت به رحمت ايزدي پيوست، پرسيد رحمت ايزدي كيست؟ گفتند؛ يعني به ديار باقي رفت، پرسيد؛ ديار باقي ديگر كجاست؟ گفتند؛ يعني دار فاني را وداع كرد، پرسيد؛ دارفاني ديگر چه نوع داري است؟ بالاخره به او گفتند؛ پدر الاغت سقط شد و يارو كه خنگ تر از اين حرفها بود با تعجب گفت؛ اما، الاغ من كه پدر نداشت!
